خانه / دوره آموزش نکات مترجمی / آمادگی برای ترجمه

آمادگی برای ترجمه

آمادگی برای ترجمه:

فن ترجمه ملزم سه فن اساسی است که با کنارهم قرار گرفت آنها می توان گفت ترجمه انجام می گیرد و از آنها مهمتر این ترجمه حاصل موردپسند مخاطب قرار گیرد.در زیر سه عنصر معرفی و توضیح داده خواهد شد.این سه فن به تزتیب زیر هستند

۱:تسلط مترجم بر زبان مبدا(زبان مادری)

۲:تسلط مترجم بر زبان مقصد(زبان خارجی)

۳:توانایی مجزا ساختن دو زبان از یکدیگر به لحاظ اختلافات بنیادی و جزیی در سطح گرامر, واژگان و اصطلاحات , موقعیت های ارتباطی و در کل متن و بافت متن

رعایت این سه عنصر کمک شایانی به فرآیند ترجمه و محصول آن که متنی سلیس و روان باشد خواهد کرد و ضمن اینکه وظیفه مترجم که حفظ اصل امانت است بصورت قابل قبولی رعایت گردد.در ادامه به بررسی هر سه مورد به تفصیل خواهیم پرداخت.

۱: تسلط مترجم بر زبان مبدا(زبان مادری)

در اینجا منظور از تسلط بر زبان مادری/مبدا توجه به جنبه های مختلف آن زبان می باشد.زبان گفتار با زبان نوشتار تفاوت های زیادی دارد به گونه که نمی توان آنها را در جایگاه یکدیگر بکار برد.همچنین زبان گفتار مورد استفاده در جمع دوستان با زبان گفتار بکار برده شده در سخنرانی ها و یا مناظره ها متفاوت است.لهجه های محلی نیز از همین لحاظ ,نه تنها در تلفظ و آهنگ با هم فرق دارند بلکه از نظر واژگان , جمله بندی و ساختار کلمات در جمله ها متفاوت  هستند.این موضوع در نوشته های کهن و قدیمی در مقایسه با نوشته های معاصر هم در سطح نثر و نظم نیز کاملا مشهود است.

۲: :تسلط مترجم بر زبان مقصد(زبان خارجی)

تمامی موارد و تفاوت هایی که در باب تسلط بر زبان مبدا ذکر گردید در این اصل نیز صادق است.اما یادآوری و رعایت این نکته نیز کاملا ضروری است که دانستن یک زبان خارجی بخوبی زبان مادری مستلزم آشنایی با ادبیات , تاریخ,  جغرافیا, فرهنگ, آداب و رسوم , وضعیت اجتماعی ,سیاسی و اقتصادی و دیگر جنبه های ضروری آن مردم یا ملت است.این عوامل نقش کاملا بسزایی در اینکه مترجم بتواند روحیه و حالات شخص و اشخاص دیگر  در ترجمه را از زبان آهنا به زبان مقصد بصورت قابل قبول نشان دهد به گونه ای که مفهوم واقعی عبارات و اصطلاحات و تعبیرات بخوبی حفظ و هماهنگ حفظ و منتقل گردد.

۳: توانایی مجزا ساختن دو زبان از یکدیگر به لحاظ اختلافات بنیادی و جزیی در سطح گرامر, واژگان و اصطلاحات , موقعیت های ارتباطی و در کل متن و بافت متن

گاه در مقایسه دو زبان مفاهیمی کشف می گردد که بین اقوام و مردم از لحاظ عاطفی , فکری,ارتباطی و محیطی مشترک و عمومی هستند.گاه این مفاهیم بین دو زبان یکسان و یا تا حدود زیادی مشابه هستند و این موضوع امر ترجمه را تا حدود آسان می سازد.اما بعضی  مواقع مفاهیمی نیز وجود دارد که بنابر دلایل اعتقادی و اجتماعی در دو فرهنگ و زبان متفاوت هستند.این مفاهیم در ترجمه نیاز به وقت مضاعف و بکارگیری معادل و واژگان دقیق دارد تا مفهوم به درستی منتقل گردد. به عنوان مثال در زبان انگلیسی حالت تعجب را با استفاده از نام های گوناگون خداوند و پیامبران نشان می دهند.

بطور مثال: Good heavens (یا خدا)-Holy Moses (یا موسی)-By Jove (بخدا قسم)

در زبان فارسی این مقصود را با عباراتی مانند:یا خدا, شگفتا,عجب و… منتقل می گردد.لازم به ذکر است در زبان فارسی به دلایل نژادی و قومیتی و اجتماعی و همچنین اقتصادی این امر تا حدودی متفاوت است.ترجمه جملات ساده که در ترجمه استفاده می کنیم کار نسبتا آسانی است اما در جملات بزرگتر که دارای پیچیدگی ساختاری هستند گاهی اشتباهاتی خود نمایی می کند . برای مثال به جمله زیر و ترجمه داده شده توجه فرمایید.

جمله انگلیسی: He did his best to succeed in the examination.                          

ترجمه فارسی:                      او انجام داد بهترین را برای موفق شدن در امتحان

ترجمهفوق اگرچه معنا را ات حدود زیادی رسانیده است ولی دارای اشتباهات ساختاری و گرامری مشهودی است. قبل از ترجمه , مترجم باید معنای اصطلاح  to do ones best  رابداند تا بتواند جمله انگلیسی فوق را بصورت زیر ترجمه کند.

ترجمه اصلاح شده:             او نهایت سعی خود را برای توفیق در امتحان بکار برد.

در این ترجمه , معنا بصورت کاملا واضح و رسا بیان شده و ساختار و گرامر طبق اصول زبانی , زبان مقصد می باشد.وقتی مترجم به موضوعات پیچیده و یا سطح بالاتری از نحو , شامل عبارات و کلام پیچیده می رسد تمایل دارد تا صورت های دستوری و لغوی زبان مقصد راتحت تاثیر واژگان و دستور زبان مبدا انتخاب کند.نتیجه این نوع ترجمه, ایجاد صورت هایی غریب و نامانوس برای مخاطبان و سخنگویان زبان مقصد می شود. اگر این اشتباهات بصورت دقیق و جامع  مورد بررسی قرار گیرد این نکته بخوبی مشهود می گردد که این اشتباهات در نتیجه انعکاس صورت های دستوری و لغوی زبان مادری مترجم می باشدمترجم گاهی صورت ها را به صورت تحت الفظی از زبان مادری خود ترجمه می کند.بنابراین کلام او در زبان مقصد غیرطبیعی و ناممانوس جلوه می کند. در نتیجه برای ترجمه خوب بایستی معنای زبان مبدا را کشف و برای بیان آن از طبیعی ترین صورت ها و ساختارهای زبان مقصد استفاده کرد.حفظ روح متون زبان مبدا یعنی بیان ترجمه به نحوی که متن ترجمه شده همان عکس العملی را در پی داشته باشد که متن اصلی در پی دارد.

اکثر افرا و مترجمان ترجمه را اینگونه تعریف می کنند:تشخیص معانی لغات یک جمله و کشف لغات معادل آن در زبان دیگر.اما این تعریف صحیح نیست زیرا یک لغت را نمی توان واحد فکر و بیان یه جمله دانست بلکه واحد فکر و بیان در متن جمله  است که در زبان های مختلف قالب ساختار و حالات متفاوتی دارد و ارزش کلمات تابع محل آنها در این قالبها و ساختارهاست.عدم توجه به این نکته نیز باعث بروز و شکل گیری ترجمه های گنگ و نامفهوم می گردد.

نمونه  دیگر اختلافات زبانی, اختلاف در معانی لغات است که نسبت به متن و نوع مطلب و محل لغت در جمله می توان دارای معانی متفاوتی باشد.از آنجایی که بسیاری از لطیفه ها , شوخی ها و کنایات متکی به مفهوم چند پهلویی یک واژه است ترجمه چنین متن هایی گاهی غیر ممکن می شود.بطور نمونه ترجمه کمدی های شکسپیر به همین دلیل دشوار است و ناچارا در ترجمه قسمتی از روح وحالات متن از بین می رود ولی با وجود این اختلافات , چون مترجم توجه کافی به مفاهیم کلی و روح مطلب و سبک نویسنده دارد می توان یک متن را از یک زبان به زبان دیگر به گونه ای ترجمه کرد که اصالت آن متن و اصل امانت نیز حفظ گردد.   

عوامل بسیاری در درک معنای یک متن چه توسط مترجم و چه توسط خواننده دخالت دارد.درک مطلب یا دریافت معنای یک متن, یعنی شناسایی دقیق این عوامل از جانب مخاطب و مترجم . گاهی اوقات معنایی که متکلم (Speaker Meaning) و معنایی که مخاطب(Receiver Meaning) از یک متن واحد برداشت می کنند می تواند متفاوت باشد.یعنی آنچه مورد نظر متکلم است با آنچه مخاطب برداشت می کند می تواند فرق داشته باشد.مخاطبان مختلف معانی متفاوتی را از یک متن برداشت می کنند.این موضوع حاکی از آن است که عوامل بسیاری در داد و ستد های زبانی حاکم هستند که متون و ابزارهای نظام زبانی یعنی اصوات, دستور و واژگان تنها یکی از این عوامل هستند. خلاصه کلام اینکه تفاوت ههای صوری و سبکی در نظام متن بی تاثیر در پیام نیستند و بر خلاف پاره ای از مکاتب زبان شناسی در زبان , مطلبی را نمی توان عینا و بدون اینکه تغییری در محتوای آن ایجاد گردد (Paraphrasing ) یا به عبارت دیگری بیان کرد هر گونه تغییر بیان یا شیوه بیان ابعاد پیام مربوط را تییر خواهد داد.

نکات مهم در ترجمه:

در مواردی که اختلاف زیادی بین طرز بیان یک معنا در دو زبان وجود دارد مترجم می کوشد تا آنجایکه مقدور است روح و مفهوم اصلی یا همان متن اصلی را حفظ کند تا اصالت آن از بین نرود.ولی در برخی موارد مترجم باید آزادی عمل داشته باشد تا متن ترجمه شده را بصورت پسندیدهو قابل قبولی بیان کند.از این جهت باید گفت که نکاتی که مترجم مورد توجه قرار می دهد به ترتیب اهمیت عبارت اند از:۱:مفهوم کلی و روح و حالات و سبک اصلی که ترجمه می شود.۲”طرز تنظیم مطالب نسبت به مفهوم فکری ۳:قالب جمله ۴:نوع کلمات و اصطلاحات و تشبیهات کاربردی در متن . بطور کلی وقتی رعایت چهار مورد فوق به دلایل اختلاف زبانی ممکن نباشد.

مترجم باید به ترتیب از انتخاب کلمات شروع کند و بعد به شکل و قالب جمله اهمیت دهد.سپس به طرزتنظیم مطالب نسبت به مفهوم کلی بپردازد و در آخر سعی کند تا حد امکان مفهوم کلی و سبک متن اصلی حفظ شود.         

نویسنده: علیرضا امیری(تریگر پی ان یو)                                                                                                                     

درباره ی علی رضا امیری

علیرضا هستم.مدرس و مترجم زبان اسپانیایی و انگلیسی و فرانسه. امیدوارم اوقات پرباری رو داشته باشید.

همچنین ببینید

آموزش مترجمی / درس ۳  

             

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *